![]() |
![]() |
|
|
هوالعلیم وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی . وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت خبر نداشته باشه . وقتی لبخند می زنی و توی دلت گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس خبر ندارد . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ، ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است ... آن وقت دستهایت را رو به آسمان باز کن و از اعماق قلب تنها و گریانت فریاد کن که : ای خدای بزرگ دوستت دارم آن وقت حس می کنی که دیگه تنها نخواهی ماند .... برگرفته از مجله زن روز
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 13:45 توسط شمیم |
|
|
بسم رب الفاطمه
فاطميه... كوچه بنيهاشم... خانه علي... مادر... آري مادر. مادر حسن. مادر حسين. مادر زينب و كلثوم. مادر محسن شش ماهه. مادر من. مادر تو. مادر هرآنچه هست و نيست. مادر...
چه غم عظيمي نشسته است بر اين واژهها. و چه مظلوميتي رخ مينمايد از كالبد اين كلمات. واژههاي آشنايي كه سخن از ماجراي در و ديوار دارد. كلماتي كه نشان از رنج مادر دارد و نشان از مظلوميت علي. آري علي... فاتح خيبر... اسدالله الغالب... ميزان الله... يد الله... يك علي و يك دست بسته. يك فاطمه و يك پهلوي شكسته. يك كوچه و يك در سوخته. يك حسن و يك حسين. يك زينب و يك كلثوم. يك صورت و يك سيلي. يك بازو و يك تازيانه. يك ميخ و يك پهلو. و يك محسن شش ماهه در شكم.
چه بگويم از غم غربت، كه درماني جز رفتن براي مادر نداشت. و نبود سنگ صبوري جز چاه براي غربت علي در فراق يار.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 21:14 توسط شمیم |
|
|
هوالحبیب «با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.» قسمتي از وصيت نامه الهي-سياسي فقيه عالي قدرمان، امام خمینی (ره)
اماما، ای سفر کرده دیار عشق، ای که با تیغ برّان حکومت خیبر شکن قلعه های نفاق زمانه شدی؛ ای که باغ هستی ات بهار آزادی را آسایش دگر بود؛ بر بال کدامین ملک نشستی که اینچنین بی تاب و شتابان به سرای جاوید سفر کردی؟ خلوت اُنست را در کجا گستردی که اینگونه مستجاب شد؟ و اینک در سالروز هجرانت، با یادت به دل های سوگوارمان تسلی ده.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 8:57 توسط شمیم |
|
|
به یاد او السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله السلام عليك يا بنت اميرالمومنين ( سلام الله )
ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 11:42 توسط شمیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بارالها!
در لحظه های شفاف دعا ، با تسبیح و ثنای فرشتگانت همراه می شوم و با آهنگ نیایش هایم ، در خلوت سرای اهل نیاز جاری میگردم و با خیل نمازگزارانت در آسمان نگاه تو پرواز می کنم و با مرواریدهای اشک ، گونه هایم را برای تو می آرایم تا با شمیم حضورت پنجره های امید و شفاعت را به رویم بگشایی . |
| پیوندهای روزانه |
|
عید فطر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 تیر 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
صمیمانه ها کوچه باغ ملکوت دختر شب بنی آدم عشق ملکوتی بوی خوش ظهور غذای روح برگ خزان دیده عکسستان میکده مردان بی ادعا عطش مرکز فرهنگی شهید آوینی |
|
RSS
|